هنر حجاری از بدو تولد بشر و نیز از همان روزگار زندگی غارنشینی بر روی زمین وجود داشته است. از همان آغاز که بشر برای بیان منظور خود، دست به دامان نقاشی روی دیوارهای غار شد، نقوشی را نیز کنده کاری و برجسته کاری نمود.

حجاری چیست؟
حجاری یعنی بیرون آوردن یک اثر هنری ظریف، از دل یک تخته سنگ زمخت بیجان. هنر حجاری در تخت جمشید بیانگر یک فلسفه و مفهوم خاص بوده و شاید مهمترین علت هنر دانستن آن وجود همین امر باشد. برای مثال طرح نقش برجسته نبرد شیر و گاو خود به تنهایی بیانگر یک اسطوره و یک فلسفه عمیق است.
سنگتراش
سنگتراش یکی از کهنترین و قابل احترامترین پیشههای ایران است. چون شغل سنگتراش کم و بیش مستقل است ترجیح میدهد که با استاد معمار پیمان ببندد. او در محل ساختمان کار میکند زیرا بسیاری از سنگها را باید به تدریج که ساختمان بالا میآید به همان نسبت تراش دهد.
حجار کیست؟
اگر کار سنگتراش نسبتا خام است همکار وی حجار (نقار) کتیبههای سنگی بسیار ظریف و حجاری تزیینی دقیقی به نام قلمزنی یا حجاری ظریفه یا منبتکاری روی سنگ انجام میدهد که به کار مسجدها، آرامگاه مردمان سرشناس و دیوارهای ساختمانهای مهم میخورد. حجار صاحب هنر و صنعتی است که پیکارهای دیوارهای کاخهای هخامنشیان در تخت جمشید را خلق نموده است.
تاریخچه حجاری در دنیا
بشر اولیه پیش از کشف آهن و مس، سنگ را کشف کرده و توانست با حکاکی کردن بر سطح آن، به بیان عقاید و افکار خویش بپردازد.
در گور ملکه پوبائی واقع در «اور» متعلق به نخستین دودمان سومری، سال ۲۴۰۰ تا ۲۳۰۰ قبل از میلاد، ظروفی با حکاکیهای ظریف از سنگ سبز رنگی که خاستگاهش ناشناخته بود پیدا شد. در «کولی» واقع در «هرپا» در وادی سند نیز اشیایی همانند این ظروف به دست آمد و شبکه پُر دامنه بازرگانی اوائل سه هزاره پیش از میلاد آشکار گشت. در آغاز فرض بر آن بود که اصل این سنگها بلوچستان است.
ریشهیابی حجاری در ایران
در سال ۱۹۷۰ در تپه یحیی واقع در کرمان کارگاههای سنگ تراشان از زیر خاک بیرون آمد که آثار حجاری ناتمام یا ویرانه پوشیده شده بود؛ سپس در نزدیکی آن، در شهداد، معادن متروک پیش از تاریخ پیدا شد.
آزمایشهای فیزیکی و شیمیایی تأکید کرد که سنگ یاد شده از همان جنس سنگ اور و هرپا است. در حفاریهای تپه یحیی، بتی سنگی به دست آمد که پیشینه عمر این صنعت را تا سال ۴۵۰۰ پیش از میلاد نشان میدهد. این سنگ سبز را هنوز از این منطقه استخراج میکنند و به مشهد میفرستند و بدین سان رشته پیوسته هفت هزار سال تاریخ این صنعت محلی را گسستگی ایمن میدارند. ایران سرزمین سنگ است و منابع سرشاری از انواع سنگها دارد، همچون مرمر وسنگ گندمی وسنگ سیاه بکار رفته در تخت جمشید و یش یزدی و سنگ سماق و سنگ آهکی و سنگ میکا. به رغم این فراوانی، سنگ در معماری و هنر ایران، پایگاه فرعی داشته است. شاید شکلپذیری گل سفال، با ذوق ایرانی سازگارتر در میآید.
در هنر ایرانی آثار سنگتراشی بالنسبه اندک است، به استثنای تخت جمشید و نقشهای برجسته و پرشکوه آن. از تخت جمشید بیش از ششصد ظرف و افزار سنگی به دست آمده که بیشتر آنها از سنگ خاکستری ولی برخی نیز از سنگ لاجوردی ساخته شدهاند. کنده کاری به روی بلور نیز صورت میگرفته که آثار زیبایی آن از زمان هخامنشیان و حتی از زمانهای اخیر تا سده هفدهم در دست است. یشم را در دورههای گسترش روابط با چین به ویژه در سده چهاردهم تا هفدهم حکاکی میکردند.
یک سپر یشم از نوع آثار پیش از دوره «هان» Han، یعنی در حدود سال هفتصد پیش از میلاد در گیلان پیدا شده است. در روزگاران پیش از هخامنشیان تا زمان ساسانیان، نظر قربانیهای سنگی رواج عام داشت.
امروزه در مرکز اصلی سنگتراشی، مشهد و قم هستند و این هنر صنعت از خطه فارس رخت بربسته و دیگر شاید معدود کسانی باشند که در عرصه سنگتراشی و حکاکی سنگ در فارس فعالیت نمایند. در مشهد سنگ نرم، ترکیبی است از تالک و میکا و چون صیقل بخورد، سایه سبز رنگ بر آن میافتند. برای کارهای ظریفتر، سنگ سبز کرمان را وارد میکنند ولی این سنگی گرانتر است و سختیاش بر هزینه کار به روی آن میافزاید. از سنگ مشهدی برای ساختن ظرفهای تزیینی حکاکی شده مخصوص سوغات مسافران داخلی استفاده میکنند. در قم، مرمر را در هنری که نشانه ادامه آشکار سنت ظروف مرمری بینالنهرین و شوش و تپه حصار است بکار میبرند.
تخت جمشید؛ تمثال بیبدیل حجاری در دنیا
کشور ایران ایجاد یک حکومت مرکزی و تشکیل شاهنشاهی را مدیون هخامنشیها است. هنر ایران در دوران هخامنشی هنر شاهی بود و در پایتخت شاهنشاهان همراه با سرنوشت شاهنشاهی ایران ایام میگذراند. تخت جمشید را میتوان مشهورترین مجموعه از دوران باستان در ایران باستان در ایران به شمار آورد که در سطح جهانی نیز کاملا شناخته شده است. یکی از ویژگیهای این مجموعه این است که پیش و پس از آن، مجموعهای با آن عظمت در تاریخ ایران ساخته نشده و هنوز هم منحصر به فرد است.
مجموعه کاخهای زیبای تخت جمشید با بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت، بدون تردید از لحاظ کمیت و کیفیت هنری و معماری بخصوص صنعت پیکرتراشی و حجاری از مهمترین آثار و محوطههای تاریخی ایران، بلکه جهان به شمار میآید.
تخت جمشید را با بیش از ۳۰۰۰ نقش، میتوان محصول مشترک هنرمندانی با اندیشههای مختلف دانست که به قول ظریفی شاید اولین بار در تاریخ بشر، ذوق سرشار و بیکران واراده استوار آنها در این نقطه از جهان بهم رسیده و مجموعه بیهمتایی را به منصه ظهور رساندند که امروزه پایه و بنیان «هنر و معماری هخامنشی» نامیده میشود.
مدت زمان حکاکی نقوش در تخت جمشید
به عنوان یک تخمین تقریبی، بین سه تا شش روز صرف میشده است تا سر یکی از کوچکترین نقشها حک شود و حداقل دو برابر این زمان برای حکاکی سر یکی از بزرگترین پیکرهها صرف میشده است.
سه استاد بنای سنگ کار سه ماه برای تکمیل کردن یک ته ستون آپادانا پس از آنکه تکه سنگ بریده شده و به محل حمل میشد، وقت صرف میکردهاند.
ابزارهای سنگتراشی در تخت جمشید
روشهای حکاکی را میتوان به بهترین وجه بر روی بخشهای ناتمام نقوش برجسته مشاهده کرد. و تقریبا هر مرحله از کار میتواند در جایی در تخت جمشید مورد شناسایی قرار گیرد. ابزارهای آهنی، چه کلنگ و چکش (با دسته افقی) یا قلم سرتیز و اسکنه (که با پتک چوبی به آن ضربه میزنند) مورد استفاده قرار گرفت.
هر یک از این دو گروه را میتوان به ابزارهای سرتیز، لبهدار و نوع دندانهدار از هر اندازه و وزنی تقسیم کرد. کلنگ سنگین برای سنگتراشی و شکل دادن ابتدایی با توجه به اینکه تکه سنگی که بایستی برداشته شود به چه اندازه است با ضربه عمودی و یا ضربه سریع و لب شکن مورد استفاده قرار میگرفت. مرحله بعدی احتمالا استفاده از قلمهای تخت و پتک چوبی بوده است. برای تهیه یک سطح صاف معمولا از چکش لبهدار و به طور عمودیتر و شاید با گذشت زمان، از چکش دندانهدار استفاده میشده است. پس از آن به طور پی در پی چکشهای ظریفتر همراه با استفاده از قلمهای لبهدار به کار میرفته است. در جزئیات از قلمها و اسکنههای لبهدار تخت و باریک استفاده میشده است. آخرین مرحله صاف کردن سطوح به وسیله مواد ساینده از درجات مختلف و آب بوده، و سرانجام برای زدودن خراشهای باقی مانده، از عمل سایش با مالیدن سنگ با همان درجه سختی یا سرب یا چرمی که احتمالا پوست کوسه بوده استفاده میشده پس از آن نقوش برجسته رنگ میشدند.
بعضی از حجاریهای برجسته و سرستونها با سنگهای رنگی یا فلز ترصیع شدهاند و یا با برگه و ورقه طلایی تزئین گشتهاند. بر روی پیکره شاه در کاخ داریوش، کاخ خشایارشاه و ساختمان مرکزی تاج و بعضی از جواهرها در سنگ کار گذاشته شدهاند.
آشنایی با حجاری امروزی
حجاری بر چند نوع است:
۱. نقشهای کتیبه؛ مانند خطها، برجسته، حکاکی برجسته، حکاکی گونیا که دارای زاویه قائمه است، و حکاکی پاتوپا که زاویه آن شکل است.
۲. نقشهای گره؛ شامل انواع گره، نقوش اسلیمی، گل و برگ، گل و مرغ و نقوش تخت جمشیدی میباشد.
۳. کارهای سنتی؛ شامل محراب ساختن است که تمامی تکنیکها و نقوش حجاری فوق را در برمیگیرد.
۴. کارهای سفت کاری؛ ستونها، زیرستون، نرده و...
۵. سنگهای مولون یا روستایی؛ که به صورت نامنظم در اثر کار گذاشته شده و از سختترین نمونههای کارهای سنگی است.
شیوه حجاری
در قدیم سنگهای لاشه و کلوخ را برای حجاری به کارگاه میآوردند و با ابزاری سنگین مانند کلنگ یا کنر، سطح سنگها را صاف میکردند تا برای استفاده مناسب شود.
ابتدا طرح مورد نظر را انتخاب کرده، سپس سنگ متناسب با آن طرح را مشخص مینمایند و در مرحله سوم طرح را به وسیله کاربن بر روی سطح کار منتقل مینمایند.
شیوه انتقال طرح بر روی اثر به چند شکل است. در قدیم با گرته طرح را بر روی آن اجرا میکردند. به این ترتیب که ابتدا بر روی خطوط مرزی طرح، سطح کاغذ را سوراخ زده و بر روی آن گرته میریزند. به این صورت طرح بر روی سنگ اجرا میشود. اما امروزه به دلیل تمیزتر ارائه شدن اثر، طرح را به وسیله کاربن بر روی سطح کار منتقل مینمایند.
الف) ابزارهای سنگتراشی
انواع ابزارهای سنگتراشی شامل چکش سنگین، تیشه (شامل تیشه گرکی، سقطی و ریز)، انواع قلمها، گونیا، متر و پرگار است.
دستگاههای سنگتراشی در اساس، مانند متههای آتشی ابتدایی است اما اکنون دستگاههای موتوری کم کم معمول میشود. این دستگاهها به ویژه برای ساختن دیزلهای بدون دسته و کاسه، و در قم، برای ساختن گلدان و میلههای نرده و طارمی مناسباند.
ب) ابزارهای حجاری
انواع قلمهای نقاری «آهنگری»، پرگار، و دیگر ابزارهای هندسی است. انواع ابزارهای برقی نیز شامل انواع فرز و دریل میباشد.
سنگهای رایج در حجاری از نمونه سنگهای رایج در حجاری میتوان به سنگهای چینی، سنگ مرمر و سنگ ارسنجانی اشاره کرد.
جهت آموزش در دوره های حکاکی سنگ و یا ثبت آگهی رایگان به سایت شهر24 مراجعه کنید.